سفارش تبلیغ
صبا ویژن
هکر
صفحه اصلی وبلاگ
پارسی بلاگ
شناسنامه من
ایمیل من
 RSS 
اوقات شرعی
شنبه 86 آذر 3 ساعت 1:20 صبحباز ...باز است....باز !

بسم رب العظیم

 

این هم ثمره ی بی خوابی امشب:

 

باز این چشمها باز...

خواب پر !

دنیا تاریکه بابا خوابیده

توی خوابش شاید منو دیده

اشکم جاری

قلبم تنها

دستام بازم تو دستای خدا

هر لحظه دلتنگ هر لحظه بی تاب

یعنی نامه م رسید به آقا؟!

رود و دریا هر چی آبه

پیغامی که دادم...

بریدین نامه؟

صحرا جنگل...

دریا و کوه

 

این روزا می گن:

یا ضامن آهو!

چشمام پر خواب

قلبم آزاد

اما فکرم هنوز بی تاب

دلتنگم من

برای مامان

ندیدمش من از کی تا حالا !

مامان تو خوابه

الان؛می دونم

اما تو خوابم

اون نگرانه

می یاد صدای قلب عزیزش

برام می خونه:

  بخوابه سارا

لالا سارا

لالا سارا

 

  باز باز باز...بی خوابی!

 

سوال مهم:

چرت و پرت جالبی بود نه؟!؟

.........................................

پ.ن:حتما به متن زیر عمل کنین!

خیلی جالبه!!!

 

aval word ro baz konin va shomare havapeimaee ro ke rooz 11 septambr be borjhaie dogholooie newyork khordaro vared koni ( Q33NY ) hala fontesho be Wingdings" taghir bedin... hala chi mibinin


متن فوق توسط: هکر نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

بسم الستار

 

 امروز جمعه ست...

بازم دلم گرفت!

خدایا حکمت این دله شکسته ی جمعه رو تو بهتر می دونی...

هر موقع وقتش شد...می یاد!

خدایا به امید تو...امیدوارم!

...

(به جای همه بغضی که تو گلومه فقط 3 تا نقطه می ذارم)

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

 

آقا جونم...مهربونم...امروز میای دردت به جونم؟!
متن فوق توسط: هکر نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
چهارشنبه 86 آبان 30 ساعت 7:31 عصرآفی که ارزش سند تو آل داشت!

در زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهر بازی می مونن.

 از بودن با اونا لذت می بری ولی

 باهاشون به جایی نمی رسی....

بعضی دوستا!

این قسمت اول بود.........................................................................

خوبه که الگوهامون و دوستانمون آدمهایی باشند همچون:

با امام رضا...می شه منم رضا کنی؟

میلادش مبارک


متن فوق توسط: هکر نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
شنبه 86 آبان 26 ساعت 1:9 صبحعجب بالا و پایین داره دنیا

بسم رب المهدی(عج)

شاید مسخره باشه

اما من امشب باز بیخوابی ناشی از سردرد زده به سرم و منو کشیده نت!

اونم چه سر دردی!ناشی از 5ساعت تو جاده بودن و 2ساعت کلنجار با یه آدمه بی....

بی خیال!

بازم تنهایی رو عشقه.بی هم خونه.بی دوست.بی یار و یاور.دور از پدر و مادر...

کمی دلم سوخته!

باور کردنش سخته

من و تنهایی بیرونی!

همیشه در درون تنها بودم اما بیرون نه!همیشه کسی دور و برم بود

حالا تا اطلاع ثانوی پارک ممنوع!!!

هوای دلم کمی تا قسمتی ابری و آسمون افکارم مشوش و پر از ابرهای سیروس و کومولوس

می خوام گله کنم از خودم!

چرا این قدر حساسم؟

چرا دل نازکم؟

چرا آرامش ندارم و این قدر سرزنده و فعالم؟که همه فکر می کنن غمی در زندگی ندارم؟؟

شاید منم به اندازه ی ظرفیت خودم مشکل دارم

تمومش کن دنیا!

همین.

زندگی اینه؟؟
متن فوق توسط: هکر نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
<      1   2      

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
درباره خودم
هکر
هکر
هکر
لوگوی من
هکر
لوگوی دوستان من


اشتراک در خبرنامه